تبليغاتX
 دوستت دارم

دوستت دارم

یادته

یادته یه روز بهم گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکاتو ببینه و بهت بخنده، گفتم: اگه بارون نبود چی ؟ گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره، گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار، گفتی: چشم، حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی


 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه پنجم آذر 1387 ساعت 15:39 موضوع | لینک ثابت


فرق عشق با ادواج

شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد

داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.

استاد پرسيد: چه آوردي ؟

با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به

اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق يعني همين...!

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش

كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .

استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين

درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

 برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...


 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 22:55 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 0:54 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 ساعت 0:53 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 4:2 موضوع | لینک ثابت


دلم گرفته از آدم هایی که میگن هواتو دارن ولی معنی شو نمی دونن از اونایی که میخوان

 

 فقط مال اونا با شی اماخودشون فقط مال تو نیستند از اون های

 

که زیر بارون برات می میرن ولی وقتی آفتاب شد همه چیز از یادشون میره

 

از اونایی که سرشون خیلی شلوغه .


 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ساعت 3:58 موضوع | لینک ثابت


 من غم را در سكوت سكوت را در شب شب را به خاطر انديشيدن به تو دوست دارم.

من زندگي را در عشق عشق را در قلب و قلب را به خاطر اينكه آشيانه توست دوست دارم.

 من اندوه را در اشك اشك را در چشم و چشم را به خاطر ديدن روي تو دوست دارم.

 من عشق را در سكوت سكوت را در تنهايي تنهايي را به خاطر تپيدن قلبم تپيدن قلبم را براي تو و تو را همچو قلبم دوست دارم.

خيلي دوستت دارم


 

نوشته شده توسط فرزاد در جمعه هشتم شهریور 1387 ساعت 23:7 موضوع | لینک ثابت


کوچکى..!!!

از کوچکی با هم بودیم

من و غم و تنهایی

حالا اونا بزرگ شدند

اما من

هنوز کوچکم .....


 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 1:14 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط فرزاد در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 1:2 موضوع | لینک ثابت


عشق یعنی....

عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن


 

نوشته شده توسط فرزاد در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 4:56 موضوع | لینک ثابت